تقدیم به برادر عزیزم: بهروز جاوید تهرانی
سلام دوست عزیزم. می دونم که الان توی زندان هستی. سالهاست که توی زندان هستی. و همین چند وقت پیش باز تو را شکنجه دادند. نمی دونم آیا ایمیلت هنوز فعال هست یا نه. نمی دونم آیا هیچوقت می تونی ایمیلت را باز کنی و بخونی؟ اما این آرزوی من بوده که یک زمانی ایمیلت را به دست بیاورم و برایت ایمیل بفرستم. چون من همیشه بهت فکر می کنم و به یادت هستم. بارها خوانده بودم که توی انفرادی هستی و وضعیت بدی داری. ولی وقتی برای آخرین بار خواندم که تو را شکنجه داده اند خیلی گریه کردم. از اون روز به بعد من دیگه هیچ خبری را نمی خوانم. و قبل از آن هم یکسالی می شد که دیگه به اخبار گوش نمی دادم. از همان روزی که در روز عاشورا وانت سپاه یک نفر را زیر گرفت. من فقط یک آدم احساساتی هستم. همیشه دلم می خواست برات ایمیل بفرستم و بگم که یک نفر هست توی این دنیا که به یادت هست. یک نفر به غیر از آنهائی که تو را می شناسند و باهات نسبت دارند یا خبرنگارند و یا وکیل حقوقی. من همیشه به یادت هستم. همیشه دوستت دارم. و همیشه از صمیم قلبم آرزو می کنم که یک روزی بشنوم که آزاد شده ای و در یک سرزمین امن زندگی می کنی. مثل بقیهء آنهائی که آزاد و سالم هستند. امیدوارم آن روز خیلی زود از راه برسه.
دستهبندی شده در: Uncategorized
[...] پیوند به منبع [...]