صفحات خالی

شمایل

من يك انسان هستم.

ابر و باد

 

 

ابر كوچك یكی پرسش داشت

حرف دل بر بال باد گذاشت

باد چرخی زد و پیغامش ببرد

به دل ابر سیاهی بسپرد

ابر خشمگین شد و زود بتاخت

سیلی ای بر تن ابرك بنواخت

برقی از چشم ابرك بجهید

دلش از غم بشكست ابر سپید

ابر كوچك آب شد، رفت به زمین

می گریست از فرط آن غم وزین

محو شد ابر سپید از آسمان

آن یكی ابر سیاه ماند در جهان

روزی برگی در رقص با باد بود

زین سفر هم مست و هم دلشاد بود

برگ مستانه ز باد می پرسید

كه چه بود پیغام ابر سپید

باد نالید كه یكی پرسش داشت

او از آن ابر همین خواهش داشت

كه عدالت به جهان گر می بود

سهم ما از آسمان یكّی بود

ابر خشمگین شد و هی غرید

ابر كوچك ز ترسش نالید

عاقبت ابر سپید رفت از جهان

جز سیاهی نماند در آسمان

 

دسته‌بندی شده در: Uncategorized

One Response

  1. [...] صفحات خالی: ابر و باد لینک به منبع [...]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.