صفحات خالی

شمایل

من يك انسان هستم.

شمایل لرزان قدرت

shamayele larzane ghodrart 0

 

چندی پیش به طور اتفاقی یكی از دوستان كتابی به امانت به من داد به اسم «شمایل لرزان قدرت» اثر «هادی نودهی».

در مورد جذاب بودن یا نبودن كتاب هیچ نظری نمی دهم چون دلیلی كه باعث شده از این كتاب یاد كنم ربطی به جذابیت یا قدرت نویسندگی آن ندارد.

به كسانیكه حوصلهء خواندن دارند توصیه می كنم این كتاب را بخوانند.

این كتاب مجموعه ای است از چند داستان كوتاه، 120 صفحه داشته و اگر گران نشده باشد قیمت آن 1900 تومان است.

اولین سؤالی كه خواننده هنگام مطالعهء كتاب به ذهنش می رسد این است كه این كتاب چطور مجوز چاپ گرفته است؟!!!

امیدوارم سوء تعبیری پیش نیاید. منظور من تقبیح كتاب نیست. من فقط متعجبم كه آیا مسئول مجوز دادن به چاپ این كتاب در آن لحظهء خاص مست بوده و از دستش در رفته كه به چنین كتابی مجوز چاپ داده است؟!

به هر حال به نظر من «هادی نودهی» یك نویسندهء فوق العاده خوش شانسه؛ هرچند احساس می كنم شخص نویسنده خود نیز در نوشتن یك سری ملاحظاتی كرده (؟)

البته این كتاب از نظر كسی مثل من كه پورونو و اروتیك می نویسد بسیار هم مؤدبانه است، اما برای جمهوری اسلامی با آنهمه سانسور و پنهانكاری بسیار هم بی شرمانه.

به هرحال توصیه می كنم این كتاب را برای یكبار هم كه شده بخوانید.

البته این هیچ ربطی به این مسئله ندارد كه من دورادور «هادی نودهی» را می شناسم!

احتمالاً ایشون چنانچه برحسب تصادف به این پست برخورند از اینكه من ایشون را دورادور می شناسم متعجب خواهند شد. فقط امیدوارم كه آنقدرها كنجكاو نباشند كه بخواهند بفهمند این كیست كه او را می شناسد و البته متعلق به این دنیای زیرزمینی همجنسگرائیست.

یك سؤال:

من همه فحشی شنیده ام یا داده ام الا چنین فحشی كه در كتاب «شمایل لرزان قدرت» راجع به آن خواندم؟!

«یك فحش ناموسی با مختصات یك اندام جنسی»

اگر كسی می دونه این فحش چیه لطفاً به من هم یاد بده، ممنونش می شم.

 

 

دسته‌بندی شده در: Uncategorized

ابر و باد

 

 

ابر كوچك یكی پرسش داشت

حرف دل بر بال باد گذاشت

باد چرخی زد و پیغامش ببرد

به دل ابر سیاهی بسپرد

ابر خشمگین شد و زود بتاخت

سیلی ای بر تن ابرك بنواخت

برقی از چشم ابرك بجهید

دلش از غم بشكست ابر سپید

ابر كوچك آب شد، رفت به زمین

می گریست از فرط آن غم وزین

محو شد ابر سپید از آسمان

آن یكی ابر سیاه ماند در جهان

روزی برگی در رقص با باد بود

زین سفر هم مست و هم دلشاد بود

برگ مستانه ز باد می پرسید

كه چه بود پیغام ابر سپید

باد نالید كه یكی پرسش داشت

او از آن ابر همین خواهش داشت

كه عدالت به جهان گر می بود

سهم ما از آسمان یكّی بود

ابر خشمگین شد و هی غرید

ابر كوچك ز ترسش نالید

عاقبت ابر سپید رفت از جهان

جز سیاهی نماند در آسمان

 

دسته‌بندی شده در: Uncategorized

بالاخره ما وجود داریم یا نه؟!

 

احمدی نژاد گفته اینهائی كه برای اعتراض به خیابانها ریخته اند یك مشت دزد و كثافت و همجنسباز و خس و خاشاكند.

ما آخر نفهمیدیم آیا توی ایران همجنسباز هست یا نه؛ بی زحمت تكلیف ما را روشن كن.

جالب اینجاست كه احمدی نژاد از یك طرف می گه ما همجنسباز نداریم. از یك طرف این جامعهء میلیونی را همجنسباز می دونه.

احمدی جون آمار همجنسبازا دیگه اینقدر زیاد نیست. نه به اون حرفت، نه به این یكی. ایندفعه از اینور بوم افتادی؟

احمدی جون گفتی ما یك مشت دزد و خس و خاشاك و كثافتیم. دلم برات خیلی می سوزه. لیاقت تو خیلی بیشتر از این حرفهاست كه بر كشوری حكومت كنی كه یك مشت كثافت و خس و خاشاك توی اون ریختن. حیف نیست تو رئیس جمهور یك مشت دزد و كثافت و خس و خاشاك باشی؟

من بهت پیشنهاد می كنم برو یك سرزمینی را پیدا كن كه انسانهای آن مثل تو دزد نباشند، دروغگو نباشند، كثیف و از جنس خس و خاشاك نباشند، همجنسباز هم نباشند. لیاقت تو آن سرزمین است نه این ایران سرتاپا گند و كثافت و گه.

 

دسته‌بندی شده در: Uncategorized

بار دیگر حق مهدی كروبی دارد پایمال می شود

 

لینكی برای مشاهده:

http://news.gooya.com/politics/archives/2009/06/089337.php

 

تقلب در انتخابان پاداش آدم فروشانی است كه مهدی كروبی را به میرحسین موسوی فروختند. انسانهای فرصت طلبی كه همچون مگسان گرد شیرینی می بینند این شیرینی به چه كسی چسبیده تا گرد او جمع شوند. این دغل دوستانی كه معتقد بودند كروبی خیلی بهتر از موسوی است اما برای اینكه احمدی نژاد رأی نیاورد به موسوی رأی دادند.

و وزارت كشور هم با آنها مثل خودشان رفتار كرد و گفت ما می دانیم كه موسوی رأی بیشتری آورده اما برای اینكه احمدی نژاد رئیس جمهور باشد آرای بیشتر را به نام او ثبت می كنیم. چیزی كه عوض دارد گله ندارد.

از طرفی موسوی برندهء قطعی این انتخابات نبوده. انتخابات با حضور بیش از هشتاد درصد مردم طبق پیش بینی آقای محسن سازگارا با حضور میرحسین موسوی و مهدی كروبی به مرحله دوم كشیده می شد، البته اگر آنكه به جای خدا نشسته و بر مردم حكومت می كند امر می فرمودند.

یاد این جك قدیمی افتادم كه از بچه بسیجیه می پرسند: دو خط موازی را تعریف كن؛ در جواب می گوید: دو خط موازی دو خطی هستند كه هیچگاه به هم نمی رسند مگر به دستور مقام معظم رهبری.

و امروز هر چند ما در برابر این تقلب بزرگ تاریخی درحال اعتراضیم. اما باز هم در این میان مردم سخن از رئیس جمهور شدن موسوی می زنند، درحالیكه او نیمی از آراء به اضافهء یك را نیاورده، چه بسا چنانچه انتخابات با حضور میرحسین موسوی و مهدی كروبی به مرحلهء دوم كشیده می شد یاران بی وفای مهدی كروبی به سوی وی بازگشته و وی به ریاست جمهوری می رسید، ما در اعتراضاتمان طالب كسی هستیم كه معلوم نیست به ریاست جمهوری می رسید یا نه و باز هم حق مهدی كروبی دارد پایمال می شود.

 

نكته:1

برای نمایندگان مهدی كروبی دو میلیون كارت صادر شده بوده. یعنی فقط دومیلیون نفر به طور قطعی به كروبی رأی داده بودند. اگر از من و دوستانم و اینهمه طرفداران آقای كروبی بگذریم مطمئناً این دو میلیون نفر كه دارای كارت بوده اند به آقای كروبی رأی داده اند. حال آنكه آرای اعلام شده سیصد هزار تا بوده.

 

نكته:2

احمدی نژاد لااقل سعی نكرده در زمینهء تقلب سیاست به خرج داده و آماری دروغین اما با الگوبرداری از واقعیت اعلام كند. آمار دروغین اعلام شده دقیقاً نشان دهندهء عقده های احمدی نژاد و حس انتقام طلبی وی از سه كاندیدای دیگر ریاست جمهوری بوده. تعداد آرای باطله برای اولین بار در طول تاریخ انتخابات ریاست جمهوری صفر اعلام شده و نمودار رشد آراء برای اولین بار ناگهان ثابت شده و بر روی خطی مستقیم قرار گرفته. وی حتی از یك آدم در حد سیكل هم برای شمارش و اعلام نتایج آراء استفاده نكرده تا لااقل جمع و تفریق بداند و مجموع آراء با تعداد كل شركت كنندگان بخواند.

 

نكته:3

بزرگترین معجزهء تاریخ در طی این انتخابات صورت گرفت. آرای آقای رضائی در شمارش دوم از ششصد هزارتا به پانصد هزارتا كاهش یافت. به این می گویند خرق عادت. من به تو ایمان آوردم ای معجزه گر!

 

 

دسته‌بندی شده در: Uncategorized

دنیای واروونه

 

قبلاً از كلاسی كه با چند تا از دوستهام در منزل یكی از آنها شركت می كنم نوشته ام. صاحب خانه همان دوست بایسكشوالم است. به زور تونستم او را از ذهنم بیرون كنم. اما هنوز گاهی به ذهنم هجوم میاره. منظورم احساس تمایل به با او بودن است، ولی خوب مشكلی كه بر سر راه من قرار داره متأهل بودن اوست.

باز طبق معمول همیشه آخر كلاس همدیگه را در آغوش گرفتیم. یكدفعه دیدم صدای خندهء دوست بایسكشوالم بلند شد و به دوست دیگرم گفت، من تماماً در اختیار شما هستم. هركاری می خواهید با من بكنید. بعد برگشت به ما گفت سینهء من را چنگ می زنه می گه سینه ات را بگیرم. با تعجب به اون خانم نگاه كردم. همونی بود كه یكبار لبهای من را بوسید و یك بچهء كوچولو هم داره.

به خودم گفتم این خانمهای دگرجنسگرا چه راحت به خودشون اجازه می دهند به هرجای بدن یك زن دیگه دست بزنند، آنوقت یكی مثل من كه همجنسگراست حتی به خودش اجازه نمی ده به دوست متأهلش فكر هم بكنه.

من كلاً آدم متعهدی هستم و خیلی رعایت می كنم. ربطی به متأهل بودن فرد هم نداره. این طوری خودم كمتر عذاب می كشم، احترام خودم را هم نگه می دارم. یادم میاد چند سال پیش به دختر همسایه مون ابراز علاقه كردم. او هم برخلاف ترسهائی كه داشتم به پیشنهاد من خیلی محترمانه جواب رد داد و گفت كه دگرجنسگراست. بعد هم هیچ تغییری در رفتار خود نسبت به من ایجاد نكرد. یك روز به من پیشنهاد داد كه بیا با هم قرار بگذاریم بدن همدیگه را مومك بیاندازیم. راستش من با این پیشنهادش یخ كردم. تو رو دربایستی قرار گرفتم و به سردی به او جواب مثبت دادم. اما در دل خدا خدا می كردم چنین اتفاقی نیافته. واقعاً برایم سخت بود كه بدنش را برهنه ببینم و لمس كنم. خوشبختانه این موضوع فقط در حد یك پیشنهاد باقی ماند و به مرحلهء عمل نرسید.

این دگرجنسگراها خودشون هزار عمل غیر اخلاقی انجام می دهند، بعد به ما برچسب متجاوز و بیمار می زنند. شاید باید به همان مثل معروف برگشت كه كافر همه را به كیش خود پندارد.

توی خوابگاه كه بودم هم اتاقیهایم دائم به سینه های هم چنگ می زدند و به هم حمله می كردند. من خودم را كنار می كشیدم و در بازی آنها شركت نمی كردم. خودم را هم سفت جمع كرده بودم كه كسی به سراغ من نیاید. آخر سر هم اتاقم را عوض كردم.

دختر عموی من هم وقتی نوجوان بودم همیشه به سینه های من دست برد می زد. الان هم هرموقع از كنار مادرم رد می شه انگشتش را فرو می كنه توی باسن مامانم. بعد برمی گرده به من می گه تو یك بیماری و مشكل داری.

ظاهراً اوضاع ما همجنسگرایان و دگرجنسگرایان ایرانی مثل انتخابات 22 خرداد 88 از یك روند معكوس برخوردار است. یعنی همانطور كه آرای میرحسین موسوی با محمود احمدی نژاد جا به جا شده، برچسب بیمار بودن دگرجنسگرایان هم به ما همجنسگرایان چسبانده شده.

واقعاً ما در یك دنیای واروونه زندگی می كنیم. می گم نكنه دریای مازندران در جنوبه و خلیج و فارس و دریای عمان در شمال و ما خبر نداریم؟

 

دسته‌بندی شده در: Uncategorized

در دانشگاههای ایران همجنسگرایان و ترنس جندرها را به عنوان منحرفان جنسی و جنایتكاران معرفی می كنند

 

بر خلاف كتاب دانشگاهی «زمینه روانشانسی هیلگارد» كه دربارهء همجنسگرائی كاملاً به طور علمی و بی غرض و با ذكر آمار و شواهد مورد تحقیق واقع شده صحبت شده، كتابی در دانشگاههای ایران و برای دانشجویان روانشاسی تدریس می گردد با نام «روان شناسی جنائی» كه توسط هدایت الله ستوده، بهشته میرزائی و افسانه پازند تألیف شده است.

در این كتاب یك سری تعریفهای نسبتاً درستی از خود همجنسگرائی شده و آن را به ارتباط جنسی محدود نكرده. از عوامل مؤثر در همجنسگرا شدن افراد هم نسبتاً به درستی یاد شده. اما تأثیر این عوامل را در مورد همهء همجنسگراها یكی دانسته و همجنسگرایان را طبق اصول علمی به دودسته تقسیم نكرده. یعنی بین فردی كه واقعاً همجنسگرا به دنیا آمده با فردی كه بر اثر تجاوز یا خشونت همجنسگرا شده فرقی نگذاشته.

نكتهء بسیار جالب اینجاست كه بدون ذكر حتی یك مثال یا ذكر آمار، مؤلفان ادعا كرده اند كه همجنسگرایان بیشتر به دنبال ارتباط عاطفی با همجنس خود هستند و نكتهء آزار دهنده در این میان برقراری ارتباط جنسی بین آنهاست و آنها بعد از برقراری ارتباط جنسی افسردگی می گیرند. یكی نیست به این مؤلفان پرفسور بگه اگر افسردگی می گرفتیم كه دیگه با همجنس خودمون ارتباط جنسی برقرار نمی كردیم؛ می رفتیم با همون جنس مخالف.

من واقعاً متأسفم كه می بینم مؤلفان این كتاب از حداقل دانش نسبت به همجنسگرائی برخوردارند. آنها نوشته اند كه همجنسگرایان شدیداً با جنس مخالف خود بد هستند و اصلاً با آنها ارتباط برقرار نمی كنند و در هیچ یك از فعالیتهای اجتماعی هم شركت نمی كنند. فكر می كنم بد نیست اخبار گی پرایدها را گوش بدهند. به وبلاگهای همجنسگرایان ایرانی سر بزنند و برای یك بار هم كه شده فیلم میلك را ببینند. تا همین جای كار را دنبال كنند كافیست؛ بقیه اش پیشكششان.

و اما قسمتهای تأسف بارتر كتاب آنجائیست كه پدوفیلی را در كنار همجنسگرائی گذاشته و به دنبال آن از دگرجنسگونه ها یا ترنس جندرها هم به عنوان منحرفین جنسی یاد كرده. یعنی مؤلفین این كتاب حتی بر روی حرفهای امام خمینی هم دست رد زده اند. من واقعاً نمی دانم این سه مؤلف از كدام دهكوره پا شده اند آمده اند كتاب نوشته اند كه حتی در مورد ترنس جندرهای ایران هیچگونه اطلاعی ندارند. تا به امروز هیچكس ترنس جندرها را منحرف جنسی نخوانده. بلكه همه آنها را بیماران ‍ژنتیكی خوانده اند كه بنا به اختلالات ‍ژنتیكی در جسمی متفاوت به دنیا آمده اند.

و باز در ادامه بدون ذكر هیچگونه آماری همجنسگرایان را یك سری مجرم و جنایتكار كه دائم در حال ارتكاب جرم هستند معرفی كرده و آنها را به چهار دسته تقسیم كرده:

دستهء اول: همجنسگرایانی كه بنا به داشتن اختلالات شخصیتی به خودفروشی می پردازند. اما هدفشان بیشتر ارضای عاطفی است نه جنسی. (ممنون از نظر لطفتون).

دستهء دوم: همجنسگرایانی كه از بهرهء هوشی پایینی برخوردارند و از رفتارهای انحرافی خود آگاهی ندارند و ممكن است به جرایم جنسی كشیده شوند. (احتمالاً این مؤلفان در دنیای واقعی دیده اند كه همجنسگرایان جنایت نمی كنند و چون باور دارند كه ما مجریم گفته اند پس اینها حتماً خنگند كه جنایت نمی كنند).

دستهء سوم: همجنسگرایانی كه دارای رفتارهای ضد اجتماعی بوده و به طور دائم مرتكب جرایم جنسی می شوند، برای اینها پرونده های قطوری از جرایم جنسی تشكیل می شود.

دستهء چهارم: همجنسگرایانی كه بیمار روانی یا دارای اختلال شخصیتی ضد اجتماعی می باشند. برای ارضای امیال شهوانی خود گاه مرتكب جنایات بی رحمانه و وحشتناكی می شوند.

با وجود این مطالب شما انتظار دارید رواشناسان ما با مراجعین همجنسگرای خود چگونه رفتار كنند؟

نكتهء بسیار حائز اهمیت این است كه آیا مشكلات نام برده شامل حال دگرجنسگرایان نمی شود؟! آیا اینهمه جرم و جنایت و تجاوز فقط توسط این اقلیت همجنسگرا انجام می گردد؟! در این زمینه وارد بحث نمی شوم چون جواب ابلهان واقعاً خاموشیست.

هرچند در تیتر مطلب از همجنسگرائی به عنوان انحراف جنسی نام برده شده اما مؤلفان در خلال مطالب واقعیات را لو داده اند. مثلاً در گزینهء چهار نوشته اند برخی از آنها دچار اختلالات شخصیتی هستند. و این یعنی اینكه همه اینگونه نیستند. و وقتیكه همه اینگونه نباشند پس آنهائیكه اختلال شخصیتی ندارند نرمالند. چون انسان نرمال كه كارهای ناشایست نمی كنه.

یك شعر معروف هست كه می گه:

تا مرد سخن نگفته باشد

عیب و هنرش نهفته باشد

مؤلفان این كتاب هم با نوشتن این مطلب ثابت كرده اند كه چقدر در این زمینه كم سوادند. ثابت كرده اند كه در این زمینه كوچكترین تحقیقی در جامعه نكرده اند. احتمالاً تحقیقهای آنها محدود به همان تیمارستان روانیشان بوده. البته حق هم دارند چون در جامعهء بسته ای همچون ایران كه كسی از دل جامعه نمیاد بگه سلام یا ایهاالناس من همجنسگرا هستم. من شاعر، من پزشك، من نقاش، من رفتگر، من معلم، من معمار، من روزنامه نگار و… همجنسگرا هستم. ولی ای كاش لااقل یك سرچ كوچك توی گوگل می كردند و به عنوان انسانهائی محقق و پژوهشگر نظر سازمان بهداشت جهانی و انجمنهای روانشاسی اروپا و آمریكا و سازمانهای بین المللی را هم جویا می شدند. آنوقت احتمالاً از آفریقای جنوبی و لبنان و فلسطین خجالت می كشیدند.

 

دسته‌بندی شده در: Uncategorized

ادب مرد به ز دولت اوست

 

 

ادب مرد به ز دولت اوست

راست گفتن نشان شوكت اوست

 

 

زدن تهمت هی به این و آن

یك دلیل كاهش حرمت اوست

 

 

انتشار خبر كذب و دروغ

نه دلیلی بر آن جرأت اوست

 

 

اینكه طالب است بر جنگ و ستیز

بارها گفته ام، خریت اوست

 

 

این ز ترس است كه می كند چنین

نه كه گوئیم از جسارت اوست

 

 

چون كند انكار هو می شود

و همین نشان خفت اوست

 

 

از خود تعریف كردن و گفتن وی

عاقبت مایهء مشقت اوست

 

 

دسته‌بندی شده در: Uncategorized

شعر واروونه

 

 

احمدی نژاد مهربونم

ای درد و بلای تو به جونم

مستضعفی و فقیر و بی چیز

در مقابلت اون آقای چیز

ه‍ی نرخ تورم می ده بالا

بزن توی دهنش تو یالا

وه كه بانك مركزی پدر سگ

آمار غلط می ده مثّ سگ

اون محسن آقای گل بلبل

دائم تو را می ده به عقب هل

می بره تو را به دل تاریخ

كارهای تو پیدا می كنه بیخ

كروبی با اون درد پیر چشمی

حرفا می زنه مستر ریش پشمی

آقا نمی بینه هالهء نور

می پراكنی تو به دل كور

گر زنان مصری دست بریدن

تا چهرهء یوسف را بدیدن

مردان خشن و جنایتكار

اهل سرزمین كفر و انكار

برهم نزدن نه پلك نه مژه

وقتی كه دیدن نور اون هاله

احمدی نژاد جان ِ جانْ جان

یك جواب بده به من بگو، هان؟!

آنان كه شدن شیفتهء یوسف

همه زن بودن به جان یوسف

آنان كه شدن مبهوت نورت

مردانی بودن به جان خودت

وای خاك به سرم احمدی جونم!

همجنسباز بودن، وای خاك به گورم!

جون تو بیا بگذر ز هاله

نرخ تورم می كنه افاقه

 

 

دسته‌بندی شده در: Uncategorized

فداكاری انتخاباتی!

 

مناظره دیشب (موسوی-كروبی) بسیار عالی بود.

بعضیها به من گیر دادن كه درسته كروبی از موسوی بهتره اما باید برای شكستن آرای احمدی نژاد فداكاری كرد و به موسوی رأی داد.

من می خواهم بدونم كه اگر كروبی از موسوی بهتره پس چرا طرفداران موسوی این فداكاری را از خودشون نشون نمی دن؟!

آمدن توی انتخابات جو درست كردن كه كروبی رأی نمیاره و همهء رأی ها را موسوی میاره. همین جوسازی و تبلیغات منفی باعث شده كه بعضی از طرفداران كروبی به سمت موسوی كشیده شوند.

من وقتی معتقد باشم كروبی بهتره، به كروبی رأی می دهم. نصف حرفهائی كه دیشب موسوی زد و همهء اون برنامه هائی كه اعلام كرد به خاطر برتری كروبی به او بود و به این دلیل كه همهء اینها نقاط قوت كروبی و امتیازات برتر او نسبت به موسوی بود، موسوی را وادار كرد كه دم از حقوق شهروندی و داشتن برنامه بزنه؛ اما باز هم كروبی مسئلهء توجه به حقوق بشر را در سطح گسترده تری عنوان كرد.

روی سخن من به طرفداران موسوی است. اگر قرار به فداكاری انتخاباتیه شما لطف كنید از اون ور بیائید این ور و به كروبی رأی بدهید؛ چرا ما به موسوی رأی بدهیم؟

گفته بودم به هیچ عنوان به موسوی رأی نخواهم داد. اما خوب الان نظرم عوض شده. اگر انتخابات به مرحله ای برسه كه موسوی در برابر احمدی نژاد قرار بگیره، یعنی كروبی بكشه كنار یا انتخابات با این نتیجه به مرحلهء دوم برسه، می رم به موسوی رأی می دهم. البته این فقط یك احتماله وگرنه من تقریباً مطمئنم كه احمدی نژاد پیشاپیش انتخاب شده است و آرزوی خودم به رأی آوردن كروبیست.

من حتی پشیمونم كه در دورهء انتخاباتی قبل به معین به جای كروبی رأی دادم درحالیكه معین از همان ابتدا حرفهائی زد كه با مورد تأیید شدن خودش مطابقت نداشت و این خودش یك رفتار دروغ و گفتار دروغی بود كه از همان ابتدای انتخابات از خود نشان داد و همین باعث رأی نیاوردنش شد و من هم خودم پشیمونم كه بهش رأی دادم. هرچند این مربوط به گذشته است اما دارم فكر می كنم كه بهتره با فكر بیشتری و از روی تصمیم خودم كارهایم را انجام بدهم و نه بر مبنای حرفها و جوسازی دیگران.

 

دسته‌بندی شده در: Uncategorized

احمدی نژاد ظهور امام زمان را به تعویق می اندازد

 

خدائیش تو این كشور رأی دادن چقدر سخته. مثل این می مونه كه شب دیر خوابیده باشی و صبح زود بخواهی به زور از خواب بیدار بشی.

یك عده كاندیدای نچسب كه هیچ علاقه ای به هیچ كدومشون نداری در برابرت قرار می گیرند و بعد می خواهی از بین بد و بدتر اون بده را انتخاب كنی.

وقتی پای مناظره هاشون می شینی فقط باید از دزدیهای این و اون بشنوی و به دنبال آن برنامه های اقتصادی ای كه برای بهبود وضع جامعه درنظر گرفته اند.

اصلاً دلت نمی خواد بری رأی بدی اما خیلی هم زورت می گیره كه طرفدارهای اون بدتره همه می رن بهش رأی می دن.

دلم می خواد بدونم آیا انتخابات در كشورهای دیگه هم همینطوره؟ اونها هم همینقدر دزدی می كنند؟

البته كسی كه تو كار سیاستِ بالاخره اینطوریه دیگه، نمی تونیم زندانهای آمریكا را نادیده بگیریم. اونها هم مثل ما زندانی سیاسی دارن، اما باز هم احساس می كنم اونها وضعشون از ما خیلی بهتره.

این مناظره ها هم شده اند جلسه های پرسشهای بدون پاسخ. جلسه های رو كردن دست طرف مقابل و انكارهای شخص محكوم.

نكتهء جالب مناظره دیشب (كروبی-احمدی نژاد) این بود كه احمدی نژاد می گفت در دولت من نرخ تورم آمده پایین. یادم میاد یك جائی یك آقائی كه بسیار ثروتمند بود و خودش را سرآمد مقتصدان ایران می دانست و طرفدار سرسخت احمدی نژاد هم بود، این تورم را تصدیق می كرد و می گفت این از مزایای دولت احمدی نژاده. ما باید تورم داشته باشیم تا پیشرفت كنیم و به دنبال آن افزود كه طی دو سال آینده این تورم همچنان باقی خواهد ماند و اوضاع اقتصادی بر مردم سخت خواهد بود، پس مواظب باشید در هزینه ها صرفه جوئی كنید. بعد دیشب احمدی نژاد صاف صاف تو روی مردم دروغ می گفت كه من نرخ تورم را پایین آورده ام.

نكتهء جالب دیگه این بود كه طبق گفته های احمدی نژاد در دولت ایشون تمام مشكلات 26 سال پیش كاهش پیدا كرده و هیچ عیبی در دولت ایشون نبوده. هیچكس هیچ خلافی نكرده و تمام ایرادات دولتهای قبلی در این دولت برطرف شده. اصلاً چنین چیزی غیرممكن است. یك دولت كاملاً بی عیب و نقص هیچگاه وجود نخواهد داشت، چون هیچ وقت هیچ چیز كامل نخواهد بود.

و نكتهء بسیار جالب دیگری كه ایشون به آن اشاره كردند، كاهش زندانیان سیاسی و دانشجویان ستاره دار بود. ایشون باز مثل چهار سال قبل ادعا كردند، مسائل مملكت ما اینقدر زیاد است كه ما كاری به كار حرفهائی كه مردم علیه ما زدند و یا كلاً كاری به كار مردم نداریم. آقای احمدی نژاد می بینمت، درچهارسال بعدی می بینمت كه مثل چهار سال گذشته توی یك روز تا آمدم از سر خیابون برسم ته خیابون ده بار نیروهای بسیجی بهم گفتند روسری ات را بكش جلو. آقای احمدی نژاد می بینمت آن زمانی كه به دختر مردم در دانشگاه تعرض می شه و بعد به جای فرد متعرض دختر بیچاره را زندانی می كنی. می بینمت وقتی دانشجویان منتقد را یكی یكی طوری سر به نیست می كنی كه هیچ خبری از آنها نخواهد بود.

و اما نتیجه ای كه من از این گلستانی كه احمدی نژاد برای ما درست كرده می گیرم این است كه با این حساب حالا حالاها، آقا امام زمان ظهور نخواهد نكرد، چون شرایط ظهور امام زمان پر شدن جهان از ظلم و ستم و بی عدالتی است و این آقای احمدی نژاد همینطور دارن كشور ما را روز به روز بهتر و بهتر می كنند و اتفاقاً بر روی دنیا هم تأثیر گذاشته اند و سایر كشورها هم دارن از شیوهء مدیریتی ایشون الگوبرداری می كنند و به زودی تمام دنیا به مدینهء فاضله تبدیل خواهد شد و درنتیجه ظهور امام زمان هم روز به روز به تعویق خواهد افتاد.

پس من به كاندیدائی رأی می دهم كه ظهور امام زمان را نزدیك كند نه اینكه با آباد كردن سرزمینم آن را به تعویق بیاندازد.

 

دسته‌بندی شده در: Uncategorized

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.